مهمونی عســـ♥ـــــل
سلــــــام دوستای گل خودم
خوبیــــــــــــن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
دیشب برای شام
خونه ی عمه جون عسل دعوت بودیم
که عسل تا دلش بخواد شیطونی کرد![]()
خلاصه بعد شام حسابی شلوغی کرد
همش بدو بدو میکرد
قبل از اینکه بریم وقتی حاضر شدیم و بابایی هم حاضر شد
از عسل و باباییش یه عکس خوشگل انداختیم ![]()
اینم عکسش![]()

.gif)
عسل خیلی خیلی باباییش رو دوست داره![]()
خلاصه بعد رفتیم و خیلی هم خوش گذشت
عسل با دختر عموش بیتا همش بازی میکرد ![]()
دوتایی حسابی خونه رو ریخته بودن بهم ![]()
از اینکه میدیدم به دخترم انقدر خوش میگذره خوشحاله
خیلی عشق میکردم ![]()
بخدا یه لحظه لبخند و شادی عسل رو
با صد تا دنیا عوض نمیکنم ![]()
عسل نازم بدن مامان و بابا ![]()
همیشه عاشقانه پرستشت میکنن ![]()
اینم عکس عسل و بیتا و بابا مرتضی ![]()

.gif)
اینجا هم باباییش براشون ابنبات خریده بود که اخرشم نصیب ماماناشون شد![]()
خب دیگه دوستای گلم دیگه باید برم فعلا بای


مهمونی عســـ♥ـــــل
